مدح و منقبت حضرت جواد الأئمه (امام محمد تقی) علیهالسلام
آئــیــنـۀ کـرامـت بـیانـتـهــا جــواد جای کـرم نـوشـتهام از ابـتـدا جـواد آن شاه و شـاهزاده که در بارگـاه او دارد همیشه رنگ، حنای گدا، جواد! ایمان مَحض، خُلق نبی، هیبت علی تقوای تام، مظهر حجب و حیا، جواد عمامه گـشته دور سر او به افـتخار آنکس که دوش او شده فخر عبا، جواد از کاظمین حاجت خود را گرفته است هر کس که گفته بین گوهرشاد یا جواد! بعد از سلام، وقت تشرف به صحن، شد ذکـر لـب تــمـام گـرفـتـارهـا جــواد وا شد گره همینکه گره خورد در حرم دسـت گـدا به دامن لـطـف اَبا جـواد دنـبـال الـتـیـام بـه جـای دگـر مــرو تا هست مـرهـم دل دردآشـنـا جـواد با چشم اشکبار شب جمعه میشود از کاظمین راهی کـرب و بلا جواد این دفعه برد روح مرا او به کربلا باب الجـواد بـاز شده رو به کـربـلا |